مرتضى مطهرى
523
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ابتداء است ، بلكه مىخواهيد بگوييد معاد عين مبتدأ است . ولى لازمهء اينكه معاد عين مبتدأ باشد اين است كه عود هم عين ابتداء باشد . ايندو از يكديگر تفكيكپذير نيست ( كه اين نظير همان بيانى است كه ما در باب وجود و ايجاد ذكر كرديم ) . اگر شما بخواهيد بگوييد « ايجاد همان وجود » يعنى بگوييد وجود يكى است و ايجاد دو تا ، اين غير ممكن است . لازمهء اينكه وجود يكى باشد اين است كه ايجاد هم يكى باشد . اين كه شما مىگوييد اعاده غير از ابتداء است ولى معاد عين مبتدأ است نه مثل مبتدأ ، محال و غير ممكن است . اگر معاد صد در صد عين مبتدأ باشد يعنى اصلا همان مبتدأ باشد و هيچ اثنينيّتى در كار نباشد لازمهاش اين است كه اعاده عين ابتداء باشد چون ايندو از يكديگر جدايى ندارد ( كه بيان بهترش همان مسألهء ايجاد و وجود بود كه عرض كرديم ) . بيان ديگر در اين مورد اين است كه زمان از مشخصات است « 1 » . شما خيال كردهايد كه شىء در زمان كه قرار مىگيرد رابطهء زمان شىء با شىء رابطهء يك امر بيگانه با شىء است و مىشود شىء را از زمانش جدا كرد ، كه اين شىء در آن زمان بوده است حالا باز همان شىء است ، خودش خودش است ولى زمانش دوتاست ؟ نه ، اگر زمان دو تا شد خودش هم دو تا شده است ، و اگر زمان يكى باشد پس ديگر اعاده نشده است ، همان زمان اول ابتدا بود ، الآن هم كه زمان اول است پس ابتداء است « 2 » . برهان چهارم يكى ديگر از براهينى كه در مورد امتناع اعادهء معدوم اقامه كردهاند اين است كه :
--> ( 1 ) مسألهء اينكه زمان از مشخصات است به دو نحو قابل فرض است : يكى در آن فرض تصور بهمنيارى كه با ديد اصالت ماهيتى مىخواهد بگويد زمان از مشخصات است ، كه آن را قبول ندارند ، و يكى هم در فرض اصالت وجودى كه در آن شكى نيست و قابل قبول است . ( 2 ) يعنى مىفرماييد زمان را يك امر مستقل از وجود اشياء نمىشود تصور كرد مثل يك رودخانهاى كه مثلا يك سنگى را از بالاى رود برداريم و پايين رود بيندازيم كه سنگ همان سنگ است ؟ استاد : بله ، سنگ همان سنگ است يا رودخانه همان رودخانه است ولى آب غير آن آب است . رابطه شىء و زمان مثل رابطه رودخانه و آب نيست كه رودخانه يك امر بيگانه است از آب ، يعنى وجود اين غير از وجود اوست . زمان اينچنين نيست .